وقتي رسيدي كه شكسته بودم از همه ادما خسته بودم وقتي رسيدي كه نبود اميدي اما تو مثل معجزه رسيدي وقتي رسيدي كه شكسته بودم از همه ي ادما خسته بودم بعد يه عالم اشك و بغض و فرياد خدا ترو براي من فرستاد خوب ميدونم جاي تو رو زمين نيست خيليه فرق تو فقط همين نيست آدماي قصه هاي گذشته به كسي مثل تو ميگن فرشته فرشته ي نجات فرشته ي نجات تو جون ازم بخواه اونم كمه برات رسيدي از يه جا كه آشنا بود شبيهه تو فقط تو قصه ها بود تو از يه جاي خيلي دور اومدي قفلو شكستي مثل نور اومدي تو هموني كه كه آرزوي من بود هميشه هرجا روبروي من بود شبا توخوابم ترو ديده بودم خيلي شبا بتو رسيده بودم خوب ميدونم جاي تو رو زمين نيست خيليه فرق تو فقط همين نيست آدماي قصه هاي گذشته به كسي مثل توميگن فرشته
دو خط موازي فقط هم مسيرند... قرار است
امشب دو ماهي بميرند كه ديگر سراغي ز دريا نگيرند قرار است چشمان ما بسته گردند
اگر چه پر از آرزوهاي پيرند و بوي جهنم كه آيد از اين شهر و مردان اينجا چه نا سر
به زيرند تمام فصولي كه مي آيد امسال بدون شك از ابتدا سردسيرند بعيد است امسال
دستان سردم بدون بهار شما جان بگيرند و يك سال ديگر گذشت و نفسهام از اين لحظه هاي
پر از غصه سيرند شب سرد و بي انتهاي زمستان قدمها مردد ولي ناگزيرند دو خط موازي
رسيدن ندارند دو خط موازي فقط هم مسيرند